RSS  | خانه | شناسنامه | پست الکترونيک | پارسي بلاگ
اوقات شرعي

+ امام مستضعفان(شماره 7) (چهارشنبه 12/2/1386 ساعت 2:48 عصر)
ما درصدد خشکانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيزم، سرمايه داري و کمونيزم در جهان هستيم. ما تصميم گرفته ايم ، به لطف و عنايت خداوند بزرگ ، نظام هايي را که بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود کنيم.  
امام خميني (ره)

  • نويسنده: نشريه دانشجويي مستضعفين

  • نظرات ديگران ( )

  • + درکدام زمين،بازي مي کنيم؟! (مقاله شماره 7) (چهارشنبه 12/2/1386 ساعت 2:40 عصر)

     يکم: بعد از ظهر روز دوشنبه دهم ارديبهشت ماه،  در حاليکه دانشگاه هميشه ملتهب اميرکبير يکي از روزهاي عادي -وبالطبع ملتهب-خود را سپري ميکرد ،در صحن دانشگاه نسخه هاي محدودي از چهار نشريه به ظاهر دانشجويي با عناوين »ريوار« ،»سحر«،» آدينه« و »سرخط«، منتشر شد. خبر بسيار تکان دهنده بود، هرچهار نشريه ذيل مطلبي با تيتر »هيچ کس مقدس نيست«   همراه با درج کاريکاتور هايي اهانت آميز از رهبر معظم انقلاب اسلامي ،و به بهانه ي عقده گشايي عليه ولايت فقيه ،به اهانت صريح به پيامبر معظم اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام دست زده بودند


    متن واحد منتشر شده در چهار نشريه همراه با جسارت هايي به ساحت معصومين -که نگارنده از بيان آن شرم دارد -  ضمن انکار آشکار عصمت ائمه ،به فحاشي عليه نظام اسلامي و رهبري معظم آن و توهين به تمامي اقشار مذهبي با عناويني سخيف پرداخته بود


    دوم: حوادث پس از اين فاجعه به سرعت اتفاق افتاد ،تجمع دانشجويان مذهبي(اعم از بسيج دانشجويي، انجمن اسلامي قانوني امير کبير، کانون انديشه و...) در اعتراض به وضعيت دانشگاه و تجمع طيف هاي لمپن و غير مذهبي که انتساب اين نشريات به خود را وقيحانه توطئه ي بسيج مي دانستندو بيانيه ي مديران مسئول اين نشريات که نشريات خود را تکذيب کرده بودند و...


    اما در اين ميان شواهدي فراوان وجود دارد که حکايت از وجود کاسه اي زير اين نيم کاسه مي نمايد، شواهدي که حکايت از برنامه ريزي شده بودن اين اتفاق و دست هاي پنهان پشت توهين هاي اينچنين دارد ،شواهدي که در ادامه به برشمردن پاره اي از آنها ميپردازيم:


    سوم:


    1.سه روز پيش از اين فاجعه(هفتم ارديبهشت) يکي از اعضاي انجمن اسلامي غير قانوني امير کبير  به نام بابک زمانيان به واسطه ي اقدامات تحريک آميز در يکي از تجمعات کارگري و معرفي خود به عنوان خبر نگار خارجي و با شکايت کارگران شرکت کننده توسط نيروي انتظامي دستگير ميشود که در باز داشتگاه ناجا دست به اعترافاتي  عجيب  مبني بر وجود سناريويي براي به آشوب کشيدن دانشگاه ميزند. اين فرد ضمن اعتراف به رابطه شان توسط برخي عناصر سازمان منافقين با بنياد آمريکايي-هلندي هيپوس  (که توسط دختر ديک چني اداره ميشود) ازوجود سناريويي مبني بر انتحار سياسي و توهين به تمامي مقدسات و سپس تکذيب آن و نسبت دادنش به ديگران جهت ايجاد آشوب در دانشگاه خبر ميدهد


    2. در حاليکه اصولا نشريات مذکور ساعت 14 دوشنبه منتشر شده بودند سايت روزنا ساعت 10و سي و نه دقيقه ي صبح روز دوشنبه مصاحبه اي را با يکي از اعضاي انجمن اسلامي غير قانوني امير کبير به نام حکيم زاده منتشر کرد که از پخش نشرياتي جعلي با عنوان »سحر« و»ريوار« خبر داده بود و پيش از حتي اتفاق افتادن ماجرا(ساعت 10ونيم صبح!!) خبر از زد و خورد و مجروح شدن چند عضو انجمن غير قانوني لمپن ها داده بود!!( اسناد اين مطلب که پس از لو رفتن گاف مربوطه از سايت روزنا پاک شده است هم اکنون توسط سايت www.autbasij.orgقابل مشاهده است)


     3.چنين استراتژي مبني بر توهين گسترده به مقدسات در دستورالعمل هاي نهاد هاي بيگانه (از جمله بنياد هيپوس و...) براي براندازي و ايجاد آشوب و التهاب و سوء استفاده از فضاي آشفته براي مقاصد براندازانه پيش از اين پيشنهاد شده و از سياست هاي آشکار سرويس هاي بيگانه است که اخيرا نيز توسط عنصر فراري تحکيم وحدت، علي افشاري ، صراحتا با عناويني چون » به مقدساتشان توهين کنيد و آنگاه با تکذيب پاي خود را بيرون بکشيد...«  به عناصر پياده نظام داخلي ديکته شده بود


     4. مشاهدات دانشجويان خوابگاهي حاکي از وجود کاريکاتورها در فولدر شخصي و صفحه بندي شدن نشريات در خوابگاه توسط يکي از مديران مسئول اين نشريات دارد که به هر حال اخلاقا پس از تکذيب! اين مديران مسئول از نام بردنشان معذوريم، لاکن پرونده براي مسئولين قضايي قابل پيگيريست.


     5. به شهادت بسياري از دانشجويان حاضر در صحن دانشگاه نشريات مورد بحث توسط برخي اعضاي شوراي صنفي دانشکده ي شيمي اميرکبير در محل گذاشته شده است، قابل ذکر آن که شوراهاي صنفي در دانشگاه اميرکبير تنها نهاد هايي هستند که در اختيار طيف زرد و غيرمذهبي قرار دارند.


     6.اين مساله که اعضاي انجمن اسلامي غير قانوني دانشگاه اميرکبير(طيف لمپن ها) بدون اطلاع صاحب  اصلي نشريه اي با استفاده از لوگو و عنوان آن نشريه به اشاعه ي اکاذيب بپردازند پيش از اين نيز اتفاق افتاده و مساله ي جديدي نيست به عنوان مثال استفاده ي غير مجاز آنان از عنوان و نام نشريه ي »جرس«


     7.و... 


    چهارم : آنگونه که آشکار است دست هايي پنهان با برنامه ريزي دقيق و با آلت دست قرار دادن خود آگاه و يا ناخوداگاه جريانات بي سواد و سطحي دانشگاه (که حتي برخي فعالانش سابقه ي  پنج ترم مشروطي را يدک ميکشند )به اجراي سناريويي ميپردازند که نقش عناصر آن پيشاپيش تعيين شده است و اين دقيقا نقطه ايست که هوشياري بسيارمي طلبد، جرياني که همزمان اين نشريات را منتشر مي کند و حتي 4 ساعت پيش از آغاز ماجرا اخباري حاکي از باز خورد هاي، عملي را که هنوز انجام نشده پخش ميکند، (جالب است در خبر تنظيمي ساعت 10 و نيم ، مصاحبه شونده  قبل از پخش نشريات چنين مي گويد:به دنبال اين اقدام جمع زيادي از اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاه هاي تهران در دانشگاه امير کبير حضور يافتند و به مضروب کردن اعضاي انجمن اسلامي(غير قانوني) پرداختند که دانشجويان مضروب!!! هم اکنون توسط اورژانس در حال مداوا ميباشند!)،جرياني که چنين حساب شده چنين  برنامه اي را طرح ريزي کرده است قطعا محاسبه ي اقدامات طبيعي مسلمانان غيور را نموده است، اين نقطه ي هشداريست که بايد لحاظ شود . بايد دانست که اين جريان به هر حال هدفش جو ملتهبيست که به نفع او تمام شود ،ايجادکانون هاي بحراني که پس از پيوستن به ساير کانون هاي بحران هدف دشمن مبني بر متشنج کردن جو دانشگاه و به تبع آن جامعه را محقق سازد


     پنجم: در اين ميان آنچه بيش از هر چيز ديگر ضروري به نظر ميرسد بازي نکردن در زمين حريف و با قواعد اوست، مسلم است که همه خواهان برخوردي قاطع و پشيمان کننده با مسببين ميداني و پياده نظام و مسببين پنهاني و برنامه ريز هستند لاکن برخوردهاي نسنجيده و بهانه ساز دقيقا نقشيست که در بازي دشمن براي عناصر مذهبي پيش بيني شده است


     ششم : قطعا حضور در صحنه ي اعتراض به بي حرمتي ها ضروريست اما لازم است از برخوردهايي که رهبر انقلاب نيز در سخنان پس از وقايع هجدهم تيرماه از آن نهي فرمودند خود داري کرد تا عوامل اصلي هتاکي در سايه ي فضاي متشنج و غبار آلود از عقوبت کرده ي خود آسوده نگردند


    هفتم : والي الله المصير..


  • نويسنده: نشريه دانشجويي مستضعفين

  • نظرات ديگران ( )

  • + 4 سال ديگر نه من دانشجو هستم نه تو! (مينيمال شماره 7) (چهارشنبه 12/2/1386 ساعت 2:38 عصر)

     امير کبير، 4 نشريه ، توهين به پيامبر، به ائمه، تکذيب مهدويت، توهين به رهبري، توهين به حجاب  تو بچه ها مي پيچد.
    تيز خودم را مي رسانم ساختمان فارابي، محل بيرمنگامي هاي دانشگاه، طبقه اول لمپن ها جمع هستند.- لمپن در تعاريف سياسي به مجموعه جريان هاي سطحي، مبتذل و غوغاسالار اطلاق مي شود. مي خواهند به زور بالا بروند. طبقه هفت اتاق رياست. بچه هاي دانشجو هم بالا هستند.


    لمپن ها دارند براي زدن دانشجوها ميله هاي آهني دست به دست مي کنند، ابوالفضل مي پرد و از دست آن ها ميله را مي گيرد و از پنجره در خرابه پشت دانشگاه مي اندازد. آشوب طلب ها به او حمله ور مي شوند. بچه ها او را از دست آن ها نجات مي دهند.


    لمپن ها چند بار حمله ور مي شوند و با بچه ها درگير مي شوند. نمي دانم بالا چه شده. قيافه بعضي هاي شان به دانشجو نمي خورد.


    يهو يکي مي آيد پايين مي گويد 400 نفر داشتند مرا مي زدند. فضا ملتهب تر مي شود.


    به هر زحمتي خودم را مي رسانم طبقه بالا. بچه ها برانکارد مي آورند. وحشتناک جا مي خورم. محمد روي برانکارد است. مامور اورژانس مي دود. بچه ها کنار محمد روي زمين نشسته اند. معلوم نيست چه بلايي بر سرش آمده. نمي گذاريم آسانسور بسته شود، لمپن ها مي خواهند به هر نحوي خود را به اتاق رياست برسانند.


    يوسف هم به حالت بيهوشي رفته بيمارستان.


    نمي دانم چه کار کنم دور مي زنم. نشريه دست بچه هاست. بعضي سرشان را گداشته اند و آرام گريه مي کنند.


    تيتر نشريات آشوب طلبان و لمپن ها که در دانشگاه مي گفتند يادم نمي رود: آزادي، دموکراسي، گفتمان، حقوق


    بشر... بچه ها کنار برانکارد روي زمين نشسته اند... يک نگاه به محمد مي اندازم و نگاهي به باقي بچه ها. و از ته دل به تمام اين کلمه ها مي خندم.


    يکي از بچه ها نشريه ها را به دستم مي دهد.... روي زمين مي نشينم. اشک در چشمانم حلقه مي زند.


    لمپن ها در دانشگاه تجمع کرده اند و طبق استراتژي کي بود کي بود من نبودم در رد قضيه بيانيه صادر کرده و تريبون آزاد گذاشته اند. بچه ها قرار مي گذارند دانشگاه را تعطيل کنند. آن ها هم بلافاصله اين را مي گويند...


    بين ساختمان و دانشگاه چرخ مي زنم... لمپن ها فضاي دانشگاه را اشغال کرده اند. تريبون آزاد گذاشته اند.


    ناگهان يکي قلقلکم مي دهد بدون اين که بدانم کيست هل مي دهم. برمي گردم. از گردانندگان يکي از نشريه هاست جيغش به هوا مي رود، داد زد هو چرا مي زني... استراتژي پيراهن عثمان هم اضافه شد. طلبکار شده اند...


    ناگهان بقيه نشريه ها هم به دستم مي رسد. گيج شده ام. مطالب عينا يکي است. فقط عکس ها فرق مي کند.... کاسه اي زير نيم کاسه است.


    بابک زمانيان در کلانتري اعتراف کرده است که اين پروژه اي براي عمليات انتحاري در دانشگاه است. قرار است کشور را روي هوا ببرند.


    يادداشت هاي خودم را مروري مي کنم. هر سال بعد از عيد پروژه به هم زدن دانشگاه ادامه داشته.


    مديرمسئول 4 نشريه در بيانيه مشترکي هتک حرمت ائمه معصومين را محکوم کردند. ولي کاش مکروا و مکرالله والله خير الماکرين را درست مي خواندند. نه و مکرو و مکر الله ان الله خير الماکرين. معلوم است خيلي قرآن مي خوانند؟؟؟!! بچه ها مي گويند مدير مسئول يکي از نشريه ها قسم جلاله خورده ما نبوديم. من که نمي توانم به قسم چنين افرادي اعتماد کنم. اما....


    فضا هنوز ملتهب است. بچه ها در دفتر تشکل ها جمع شده اند و لمپن ها هم در فضاي دانشگاه. شوراي صنفي اميرکبير با دادن بيانيه اي قضيه را محکوم کرده ست. بچه ها مي گويند اعضاي شوراي صنفي  شيمي اميرکبير در حال توزيع نشريه ديده شده اند. از اين همه تنافض سرگيچه مي گيرم.


    لمپن ها در دانشگاه با بي شرمي تمام پخش کرده اند که اين برنامه ها کار بسيج است. براي اين که با آن ها برخورد شود. با خودم فکر مي کنم. مگر يک انسان چه قدر مي تواند احمق باشد که آرمان خود را به خاطر گرفتن حال دشمنش زير پا بگذارد. بدبخت ها عوضي گرفته اند. تمام تلاش ما به خاطر دين است، آن وقت مفدس ترين مقدسات مان را به خاطر حمله به آن ها زير پا بگذاريم.


    با خودم به فکر فرو مي روم. از 2 بعداز ظهر تا 8 شب، 6 ساعت درگيري و بحران... و به راستي چه کسي از شلوغ کردن دانشگاه سود مي برد؟


    حتي با فرض اين که آن ها بي خبر بودند و استراتژي کي بود کي بود من نبودم در کار نبوده است. باز اين که کي اين کار را کرده محل سوال است...


    محشر اين که حکيمي زاده صبح ساعت 10 در مصاحبه با روزنا گفته اين کار را بسيج کرده. ولي واقعه 4 ساعت بعد ساعت 2 بعد از ظهر کليدخورده است!!


    هر جاي قضيه را که مي زنم. مشکوک است. تا ساعت 2 صبح در دانشگاهه مي مانيم که نشريه تمام شود و ساعت ها بحث مي کنيم که شرايط چگونه است؟ هر جا را که فکر مي کني مي لنگد.


    يادم مي افتد روزي که احمدي نژاد به دانشگاه آمد و ناخواسته مابين موافقين و مخالفين قرار گرفتم. با يکي از دانشجويان که مخالف احمدي نژاد بود بحث کرديم. جمله اي گفتم که بعدها که فکر کردم ديدم عجب حکمت مطلقه اي از خود خارج کرده ام. 4 سال ديگر نه من دانشجو هستم نه تو! فکر کن اين جا بازيچه چه کساني بوده ايم. فقط هو کرد و خنديد. چند ماه بعد همديگر را در خيابان ديدم. سر شکسته و سر به زير از کنارم گذشت.


    حالا يا جمع مي شود اين قضيه يا نه! يا باز بيانيه ها در داده مي شود و محکوم ها کرده مي شود، ولي به جاهايي ديگر از دين که مي رسيم همه سکوت مي کنند. همين ديروز سالگرد پيام 8 ماده اي رهبري به سه قوه بود و امروز که اين نشريه منتشر مي شود، روز جهاني کارگر و فردا هم روز جهاني معلم.


    آخرين پيام آقا را به تشکل ها ورق مي زنم... لب انتظار ما از دانشجويان عدالتخواهي است. به فکر فرو مي روم. اگر اين انرژي ها که صرف بازي در زمين ديگران شد. صرف مبارزه با فساد و مطالبه حقوق حقه کارگران و معلمان و نه مطالبات تاريک، ببخشيد روشن فکري و جناحي چپ گرايانه و راست گرايانه حتي نسبت به اين امور! مي شد.


    ساعت حدود 2 است و چشم هايم روي هم مي آيد، تفعلي به قرآن مي زنم.... هر يک از شما که از راه حق بازگردد، خداوند به زودي قومي مي آورد که او و راه حق را دوست دارند و او نيز انان را دوست دارد... نمي توانم تا ته بروم...


  • نويسنده: نشريه دانشجويي مستضعفين

  • نظرات ديگران ( )

  • + آقاي اعتماد ملي!متاسفانه با دسته ي کورها طرف نيستيد!(مقاله شماره (چهارشنبه 12/2/1386 ساعت 2:36 عصر)

       درپي وقايع فضاحت بار چند روز گذشته ي دانشگاه اميرکبير متاسفانه حزب اعتماد ملي و روزنامه و سايت اين حزب ،بار ديگر طي اقدامي ناشيانه و غير حرفه اي ،وابستگي خود را به عناصر بيگانه و معاند نظام لو داد . روز دوشنبه 10 ارديبهشت ماه در حاليکه عمليات پخش نشريات هتاک توسط عناصر شناخته شده ي دفتر تحکيم و طيف هاي مذهب ستيز آن پس از ساعت 13/30بعد از ظهر شروع شده بود ،سايت «روزنا» (roozna.com) ارگان حزب اعتماد ملي ساعت 10 و 39 دقيقه ي صبح و ساعتها پيش از آغاز ماجرا ضمن گافي بزرگ خبر واقعه اي که  هنوز اتفاق نيفتاده بود را منتشر کرد!!
    اين سايت 3ساعت پيش از پخش نشريات موهن ضمن مصاحبه با حکيم زاده (از اعضاي انجمن اسلامي غير قانوني اميرکبير) به فرا فکني و نسبت دادن اتهاماتي نظير جعل نشريات بسيج پرداخت!
    جالب اينکه  3ساعت پيش از آغاز ماجرا بي شرمانه خبر از مضروب شدن اعضاي انجمن اسلامي (غير مذهبي) و اورژانسي (!) شدن حال آنان داد.
    سايت اعتماد ملي شب پس از واقعه هنگام با خبر شدن از گاف رسانه اي خود،دستپاچه خبر را از سايت خود حذف کرد و صبح فردا پس از افشاگري بسيج مجبور به نصب مجدد خبر با ساعت صحيح آن يعني 10و 39 دقيقه صبح شد .
    اما مقارن ظهر روز سه شنبه سايت سردر گم اعتماد ملي پس از افشاي هرچه بيشتر ماجرا و رسوايي بيش از پيش و برملا شدن ارتباط اين حزب با عاملين اين جنايت عليه مذهب (در توهين به به رسول مکرم اسلام وائمه ي معصومين عليهم السلام ) ضمن استناد به دلايل مضحکي همچون نقص فني(!) ،ساعت درج شده در افتضاح رسانه اي خود را دستکاري کرده و به 4و 30 دقيقه ي بعد از ظهر دوشنبه (يعني پس از ماجرا) تغيير داد ...
    آقاي اعتماد ملي!متاسفانه شما با دسته ي کور ها طرف نيستيد!
    آقاي اعتماد ملي !براي شمامتاسفيم ،چون بسيج دانشجويي قدم به قدم رسوايي شما را رصد کرده و ضبط نموده است و تمامي اسناد را جهت پيگيري هاي بعدي نگهداري مينمايد!
    آقاي اعتماد ملي ! براي شما متاسفيم چون دانشجويان اميرکبير از برجسته ترين دانشجويان رشته هاي فني و کامپيوتري هستند و حتي کم سواد ترين آنها نيز با مقايسه ي ساعت و کد خبرهاي قبلي و بعدي شما به عمق فضاحت  رابطه تان با پشت پرده ي توهين کنندگان به ساحت قدسي رسول الله و معصومين عليهم السلام پي خواهند برد.
    آقاي اعتماد ملي توجيه نفرماييد! شواهد بسيار روشنتر از آن است که نعل وارونه بزنيد و تازه طلبکار باشيد!
    و پايان سخن آنکه ديگر بر ما محرز است که جناب آقاي کروبي! ادعاي شما بر پيروي خط امام شوخي مضحکي بيش نيست .


  • نويسنده: نشريه دانشجويي مستضعفين

  • نظرات ديگران ( )

  • + شعر مستضعغان(شماره 7 فقط در چاپ اول و دوم) (چهارشنبه 12/2/1386 ساعت 2:35 عصر)

    شعري براي کارگر
    خواستم شعري برايت بگويم کارگر
    شعري از پر پينه دستت،
    شعري از پر کينه قلبت،
    درد و رنجت.
    شعري از کاخ ستم گر،
    شعري از کوخ تو رنج بر،
    شعري از گرماي آتش پاي کوره،
    شعري از سنگيني زنجير
    شعري از تاريکي دخمه،
    و اندر معدون و خانه.
    شعري از برخورد با آهن،
    به جاي گل،
    تمام صبح و شب هايت،
    شعري از نابودي ايمانت،
    شعري از شرمت به پيش خرد فرزندت،
    به پيش بي گنه همسر،
    تمناشان لباسي نو.


    …شعري از احساس مردن زير بار زندگي،
    وآن پتکي که مي کوبي
    نه بر آهن،
    که بر فرق تمام بي شرافت ها،
    که بر انديشه ي ناپاک غارت گر،
    شعري از کارگر ظلم و ستم،
    شعري از کارگر خشم و خروش
    شعري از وحدت با محرومان،
    شعري از خشم فراوان،
    شعري از چالش با مترف ها،
    شعري از ...
    اما...
    خبر رسيد...
    خبر رسيد که ظلمت به سوي نابودي است،
    نبرد ما به سوي پيروزي است.
    خبر رسيد که دنيا به کام ما شده است،
    و روز فتح و ظفر بر همه عيان شده است.
    خبر رسيد که دست خدا از آستين امت،
    بريده است دست ستم گران ضد امت.
    خبر رسيد که سرمايه دار بي ايمان،
    بگشت فنا به دست مردان.
    خبر رسيد کاخ مزدوران،
    گشته مسخر دست مستضعفان و محرومان.
    خبر رسيد که غارت گر پر تزوير،
    شدند اسير مردم به يک زنجير.
    خبر رسيد که روز آبادي است.
    و روز جشن و سرور و آزادي است.
    خبر رسيد که ايمان برنده شد بر زور،
    رسيد موسم شادي و جشن و سرور.
    خبر رسيد که روز کارگر برپا شد،
    جهان دگر شد و حال کارگر ديگر شد.


  • نويسنده: نشريه دانشجويي مستضعفين

  • نظرات ديگران ( )

  • بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 22 بازديد
    ديروز: 14 بازديد
    کل بازديدها: 9638 بازديد
  • شماره 5

  • امام مستضعفين(شماره5)
    سرمقاله(شماره5)
    مستضعفين کجا از خود بگويند ؟(شماره 5)
    نان، عشق، مسجد!(شماره 5)
    زير کرسي يا پاي شومينه؟ مسئله اين است!(شماره 5)
    شب يلدا و خوش قلب ترين آدم دنيا(شماره5)
    شعر مستضعفين(شماره 5)
  • شماره 4

  • امام مستضعفان(شماره4)
    سرمقاله(شماره 4)
    آناتومي اعتراض يا وقتي جنبش بيمار شد(شماره4)
    مارمولک و حق مسلم ما !!(شماره4)
    جبهه مستضعفين(شماره 4)
    شعر مستضعفين(شماره 4)
  • شماره 3

  • امام خميني(شماره3)
    سرمقاله (شماره3)
    اين جماعت پخمه! اين جماعت گستاخ!
    بيانيه تحليلي در نقد عملکرد شوراي شهر تهران (شماره3)
    اخبار (شماره3)
    ميرويم‌ تا خط‌ امام بماند...(متن ادبي شماره3)
  • شماره2

  • امام خميني و سرمقاله (شماره2)
    از انجمني بسيجي تا بسيجي انجمني(مقاله شماره2)
    تشنگان قدرت ، آيا براي خدمت ؟!( مقاله شماره 2)
    کاخ مسئولين (خاطره شماره2)
    يادگار همه اعصار (شعر شماره2)
    اخبار (شماره2)
  • شماره 1

  • سرمقاله (شماره اول)
    جنبش پخمگي (شماره اول)
    من اخلال‏گرم(شماره1)
    خودکشي در جانماز (شماره اول)
    اخبار(شماره 1)
  • پيوندهاي روزانه

  • درباره من
  • لوگوي وبلاگ من
  • نشريه دانشجويي مستضعفين دانشگاه تهران
  • اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     
  • مطالب بايگاني شده